| تبليغات | X |

|
ای کاش باید و نبایدی نبود، آنگاه در آغوش میکشیدم آنچه را که نباید .... eshghe989@yaHo0.Com
|

چه لطیف است حس آغازی دوباره،
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...
و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!
و چه اندازه شیرین است امروز...
روز میلاد...
روز تو!
روزی که تو آغاز شدی!
محمد رضا جان تولد مبارکــــــــــــــــــــ
یا رَب الحُسَین بحَق الحُسَین اِشف صَدر الحُسَین بظهور الهُجة
فرا رسیدن محرم و صفر رو به همه شما عزیزان تسلیت عرض میکنم
التماس به خدا شجاعت است
برآورده شدن آن رحمت است
برآورده نشدنش حکمت است
التماس به خلق خدا ذلت است
برآورده شدن آن منت است
برآورده نشدن آن خفت است
سلام دوستان
من مجید ۲۱ ساله از کاشان هستم. محمد جان به من لطف داشتن و ما رو قابل دونستتند و من رو تو وبلاگشوون شریک کردند. امیدوارم بتونم از عهدش بر بیام و مطالب خوبی واستون بزارم. خیلی دوستون دارم. همین و بس.
عید عرفه و عید قربان دو روزی که در تقویم سال بسیار دوستشان می دارم سپری می شود.
روز عرفه همراه با ترنم دعای عرفه اباعبدالله الحسین (ع) معطر می گردد. چقدر این دعا از طرف کسی که حج محبوبش را نیمه تمام می گذارد و رو به سرنوشت محتوم سرخش می رود زیباست. حسین (ع) جمله جمله که نه واژه واژه این دعا را در واپسین ساعات دیدار عرفات بر زبان مبارکشان جاری می سازند و کلام وحی گونه شان را جاویدان می سازند.
آنجا که صفات خداوند را با عبارت انت الذی ... می شمارد و آنجا که صفات خود را به عنوان زیبا ترین روح پرستنده با عبارت انا الذی ... هوش از سر عقل می رباید...
آخرین جملات دعای عرفه واقعیتی تلخ را پیش چشم به نمایش می گذارد... حسین حجش را نیمه تمام خواهد گذارد و از مکه شهر جدش رسول خدا(ص) خارج خواهد شد...حسین دو عمل از اعمالش باقی مانده است: رمی جمرات سه گانه و قربانی.. و چه نیک رمی می کند جمرات مجسم زمانه اش یزید، عبید الله و عمر سعد را و جمراتی ناچیز چون شمر و حرمله را ...
آه که از قربانی حسین مگویید که هفتاد و یک قربانی به همراه یک ذبح عظیم از سلاله پاک اسماعیل ذبیح الله یعنی خود حسین به منای کربلا می شوند و حجی به جا می آورند: مردانه و ماندنی... آه حسین... حسین... حسین ...
همنوا با استاد شهریار می نالیم که:
شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین
از حریم کعبه جدش به اشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین
می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین ...
السلام علیک یا بن رسول الله یا حسین بن علی(ع)
اما روز عید قربان یاد آور جدال مردانه ابراهیم با حس فرزند دوستی و وسوسه های کینه توزانه شیطان و حس اطاعت محض و عبودیت مطلق او نسبت به پروردگار بزرگ
در صحرای مناست. آه که چقدر این روح بزرگ و این پیامبر عظیم الشان را ستوده ام و ایمان بزرگش را ارج نهاده ام. این پدر و پسر در صحرای منا چه رازی با پروردگار خویش نجوا نموده اند که هنوز از پس سالیان دل آزادگان جهان همراه با دل این پدر و پسر می تپد؟؟... در گوش سنگریزه های منا ابراهیم چه سوز دلی نهفته است که قربانیان بسیار به یمن قربانی نشدن ذبح عظیم او هر سال هبه می گردد؟؟.
اسماعیل چه در دل بزرگش نهفت که از پس قرون بسیار فرزند فرزندزادگانش میراث پدر را در صحرای کربلا به زیباترین شیوه ای به نمایش گذارد.
همنوا با حلقوم اسماعیل یاد بزرگ مردان عرفه و منا را گرامی می داریم.
خدایا حجی چون حج ابراهیم این بزرگ ستودنی، اسماعیل و حسین (ع) نصیبمان گردان....آمین
بار دیگر این اعیاد خجسته را تبریک می گویم .
این روزا یه جورایی کم حال که نه کم حوصلم نمیدونم چرا ولی اصلا حسش نیست که بخوام برم اینترنت کار کنم یا این که برم وب لاگ رو به روزش کنم این که چیزی نیست. اصلا بین جزوه هام رو هم باز نمی کنم شاید بخاطر سنگینی درسهای دانشگاه باشه آخه این ترم (ببخشید ها بالا نسبت شما روم به دیفال با خودمم) خر شدیم ۶ تا درس تخصصی برداشتم که هر کدوم واسه خودش یه چیزیه. خلاصه این جوریاست که این وب لاگ ما یه گوشه افتاده و قدیمی و کهنه شده.با هم روداروایسی که نداریم آدم حالش به هم می خوره از بس مطالب تکراری توش می بینه مخصوصا بعد ضد حالی که این سایتGoogle به ما زده. نامردا اومدن Pages google ما رو که فایل ها مون رو توش Uplode می کردیم غیر فعال کردن. کلی برنامه و عکس و ... توش داشتم.حیف... نمی دونم چرا ولی حدس میزنم واسه خاطر .......... ولش کن بماند. آره خلاصه اینجوریا بوده که این وب لاگ ما به این سر و وضع در اومده و هیچی عکس توش پیدا نمیشه. حالا شما به خوبیه خودتون ببخشید. انشاا... اگه حالش باشه در اولین فرصت درستش میکنم.
بعضی دوستان به ما لطف دارن نظر می دن
اما یادشون می ره که آدرسی. ایمیلی. آیدی ای. چیزی بزارن که من بتونم ازشون تشکر کنم
پس موقع نظر دادن ایمیل یادتون نره ![]()
یه تعداد از دوستان هم خواستند که من از خودم بنویسم
به روی چشم. ( یه نگاه به حاشیه وب لاگ بکنید )
همه مطالب قبلی که تو وب لاگ بود روی یه اشتباه پاک شد
ضد حال از این بد تر
انشاا.. واسه شما پیش نیاد
بعضی مطالبش را که تونستم بر گردوندم
بیایید تو این غم با من شریک بشید(تو نظرات) mer29+1 ![]()
![]()
![]()
![]()