| تبليغات | X |

|
ای کاش باید و نبایدی نبود، آنگاه در آغوش میکشیدم آنچه را که نباید .... eshghe989@yaHo0.Com
|

سادگیـ ـها رختـــــ بر بندید
که اینجا بی مروتــــــ ـها حکومتــــــ می کنند
دلخوشیـ ـها قطرهـ قطرهـ می چکند
هر امیدی با دری بسته مواجه می شود
راه اینجا پیچ در پیچ استـــــــ
مَیا اینجا ، که اینجا آخر خط استـــــــ
که اینجا بی حیایی پای می کوبد
که اینجا جای مرگــــ روشنایی هاستـــــــــ
که اینجا من چکیدم من گذشتم
ولی افسوس دیر فهمیدم
که اینجا غنچهـ ـها را زنده زنده
سر ز تن شان جدا کردند