تبليغاتX
من وبلاگم...!!
تبليغات X
ای کاش باید و نبایدی نبود، آنگاه در آغوش میکشیدم آنچه را که نباید .... eshghe989@yaHo0.Com

چند این شبــــــ و خاموشی؟ وقتــــ استــــــ  كه  برخیزم

وین آتش خندان را با صبح برانگیزم

گر سوختنم  باید، افروختنم باید

ای عشق بزن در من، كز شعله نپرهیزم

صد دشتـــــ شقایق چشم، در خون  دلم  دارم

تا خود به كجا آخر، با خاكـــــ  در آمیزم

چون كوه نشستم من،  با تابـــــ  و تبــــــ  پنهان

صد زلزله  برخیزد، آنگاهـ  كه  برخیزم

برخیزم  و بگشایم ، بند از دل  پرآتش

وین سیل گدازان  را ، از سینهـ  فرو ریزم

چون گریهـ  گلو گیرد ، از ابر  فرو  بارم

چون خشم رخ افروزد، در صاعقهـ آویزم

ای سایه! سحر خیزان  دلواپس  خورشیدند

زندان شبـــــ  یلدا،  بگشایم   و  بگریزم



>
>>
یلدا مبارکـــ
<<<

+ نوشته شده در  ساعت 11:5 PM  توسط محمد  | 

Digg Sphinn Facebook Mixx Google Furl Reddit Spurl StumbleUpon Technorati Balatarin Del.icio.us Donbaleh Friendfeed Oyax Cloob Twitthis



دستانم را روی زمین می گذارم و از لای پاهایم نگاه میکنم...
بالاخره توانستم این دنیا را عوض کنم...
اینجا وارو نه است...
آسمان من اینجا زمین است...
اینجا خورشید از غرب طلوع می کند و در مشرق، غروب...
اینجا، زمین که سالها به گریه های آسمان حسادت میکرد، حال گریه میکند و آسمان گریه های او را در آغوش می گیرد...
اینجا ریشه های درخت در آسمان می رقصند و حمام آفتاب می گیرند...
این دروغ گویان، صادق شده اند...
و راست گویان، دروغ گو...
دنیای پر از آدمهای راستگو هم زیباست...
اینجا کسی برای نان، شرافتش را سر چهارراه کف دستش نمی گذارد تا بفروشد...
اینجا هر کسی برای خود یک شاخه گل یاس دارد...
اینجا آدمهای گریان می خندند...
اینجا همانجائی است که حرف سهراب معنا پیدا میکند...
"تا شقایق هست، زندگی باید کرد..."

+ نوشته شده در  ساعت 5:44 PM  توسط   | 

Digg Sphinn Facebook Mixx Google Furl Reddit Spurl StumbleUpon Technorati Balatarin Del.icio.us Donbaleh Friendfeed Oyax Cloob Twitthis